مجاهد

این وبلاگ تلاشی است برای شناخت ، نقد ، روشن گری وتبیین ماهیت فرقه رجوی که روزی سازمان مجاهدین خلق ایران نام داشت

مجاهد

این وبلاگ تلاشی است برای شناخت ، نقد ، روشن گری وتبیین ماهیت فرقه رجوی که روزی سازمان مجاهدین خلق ایران نام داشت

۲ مطلب در فوریه ۲۰۱۸ ثبت شده است


من شهروز تاج بخش عضو سابق مجاهدین خلق هستم که سالهاست ازاین تشکیلات فرقه ای جدا شده و اکنون ساکن آلمان هستم ، از آنجا که درحال حاضراعضای مجاهدین خلق به کشور آلبانی منتقل شده اند و رهبران این جریان تلاش دارند که فعالیت های خود را در کشور شما گسترش دهند ،به عنوان یک فعال حقوق بشر در اروپا و یک عضو جداشده و منتقد این سازمان ، لازم می دانم نکاتی را جهت روشنگری به اطلاع شما برسانم :

۱ ـ این سازمان از بدو تولد مشی مبارزه مسلحانه را به عتوان اصلی‌ترین ابزار، برای کسب قدرت سیاسی انتخاب کرده است و از زمان شاه به این سو بر آن اصرار دارد و اولین سازمانی است که به تأیید خودشان عملیات انتحاری را در خاور میانه سازمان داده و در ایران به اجرا درآورده‌اند ، عملیاتی که از آن پس الگویی برای سازمان های خشونت طلب در خاور میانه شده است.

۲ـ سازمان مجاهدین خلق برای ایران سیستمی را در نظر دارد که خواست مریم رجویست و نه خواست مردم . سازمان مجاهدین خلق دربین مردم ایران اصولا هیچ پشتیبانی ندارد. ایرانیها به سازمان مجاهدین به چشم ''خائن به وطن'' و ''مزدوز دشمن'' ، صدام حسین نگاه می کنند. این سازمان در چشم انداز سیاسی ایران هیچ نقشی را بازی نمی کند و اکثریت ایرانیان معتقدند که یک حکومت تحت رهبری سازمان مجاهدین بسیار بدتر از وضعیت فعلی می باشد .

۳ـ مجاهدین برای اینکه خودشان را بعنوان اپوزیسیون تبعیدی دارای شانسی برای سرنگونی رژیم ایران نشان بدهند، سعی میکنند به هر قیمت شده اعضای غالبا ناراضی خود را به شیوه های مختلف و با سرکوب و فشار و نیز استفاده از شیوه های مغزشویی در درون تشکیلات خود نگه دارند، سازمان مجاهدین سازمانی با ساختار فرقه ای و کیش شخصیت حول رهبر، مریم رجوی است. اعضای مجاهدین در دهه های گذشته در پشت دیوارهای بلند و سیم های خاردار تحت کنترل سازمان و مغزشویی بوده ودر دنیای خیالی خود زندگی می کرده اند و سازمان مجاهدین می ترسد که افراد از طریق تماس با “دنیای واقعی” واقعیت خود را مورد شک قرارداده و از سازمان جداشوند.

۴ـ این سازمان یک فرقه مذهبی ـ مافیایی با تمام تعاریف علمی یک فرقه است . اعضای فرقه مجاهدین حق انتخاب آزادانه مذهب و دین مورد دلخواه خویش را ندارند.تمامی اعضای این فرقه باید شیعه دوازده امامی مسلمان باشند. هیچ دین و مذهب دیگری در فرقه رجوی به رسمیت شناخته نمیشود. لازم به یادآوری میباشد که رهبری مجاهدین دارای تعریف خاص خویش از مذهب شیعه دوازده امامی مسلمان را داشته و تنها این برداشت مورد قبول فرقه میباشد.
اعضای فرقه مجاهدین هیچ حق انتخاب و فعالیت آزادانه سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی را ندارند. تا کنون در درون فرقه مجاهدین هیچ انتخابات درون حزبی آزادانه برگزار نگردیده است و فرقه دارای رهبری مادام العمری میباشد که تمام امور فرقه تحت هدایت و کنترل شخصی شدید وی میباشند .

در این شرایط با وجود اینکه این فرقه همه منتقدان خود را ترورشخصیت و برای آنها پرونده سازی می کند چرا که آنها افشاگران چهره واقعی این سازمان هستند ، اما ما همواره به افشاگری و آگاه کردن انسان های نوعدوستی که فریب تبلیغات دروغین فرقه را می خورند پرداخته ایم . واقعیت این است که پیوسته اعضای این فرقه به محض پیدا کردن فرصت مناسب و یا اندکی مجال ذهنی به خود می آیند و روزانه از آن جدا می شوند ، در چنین شرایطی انتظار ما از شما این است که درمواجهه با تلاشهای مسؤولان فرقه رجوی جهت ارتباط گیری با دولت و مقامات آلبانی هشیار تر عملکرده و تهدیداتی که ازجانب این فرقه می تواند متوجه کشور شما شود را دست کم نگیرید.

از طرف دیگر موضوع مهم دیگر ، سرنوشت اعضایی است که از این جریان جداشده اند و یا قصد جدایی دارند اما به دلیل نگرانی از دخالت های سران فرقه در روند اقامت و مانع فکنی بر روند کارهای قانونی در آلبانی تحت فشار های طاقت رسایی قرار دارند .
در همین راستا نکته دیگری که در انتخاب آزادانه اعضا برای جدایی از این تشکیلات و اعتماد به نفس لازم جهت تشکیل یک زندگی مستقل به آنها کمک می کند ، ارتباط آنان با خانواده هایشان است که مجاهدین آنها را دشمن تشکیلات خود قلمداد می کنند و این به دلیل نقش خانواده ها در رهایی این افراد از بند اسارت این فرقه است ، انتظار ما جداشدگان از این فرقه و فعالین حقوق بشری که در ارتباط با رهایی اعضای مجاهدین فعالیت دارند ارائه تسهیلات و فراهم آوردن شرایطی است که خانواده های این افراد بتوانند به آلبانی سفر کرده و از نزدیک پیگیر وضعیت عزیزان خود باشند .

شما به عنوان فرد مسؤول در دولت آلبانی میتوانید با هماهنگی با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و حمایت از جداشدگان مجاهدین ،مانع از این فشارهای غیرانسانی شده به یاری اعضای ناراضی و بدون حامی این جریان بشتابید .

با احترام

۰ نظر ۲۴ فوریه ۱۸ ، ۱۷:۴۸
شهروز تاج بخش


در شرایطی که فرقه رجوی با تمام تلاش خود سعی دارد بر بحران های روز افزونی که تشکیلات را فراگرفته سرپوش بگذارد و مانند همیشه شکست ها را پیروزی جلوه دهد اما گستردگی و عمق این بحران ها چنان است که هر ناظر بیرونی را به عبث بودن این تلاش های مذبوحانه معترف می سازد .
موج ریزش نیرویی که به طور بی سابقه ای در حال افزایش است و تمام لایه های این فرقه را در بر گرفته است ، مریم رجوی را در حل مسائل درون تشکیلات به شدت ناتوان کرده است و حتی حضور مکرر او در آلبانی و برگزاری نشست های مستمر درونی نیز ثمری نداشته و نمیتواند مانعی بر سر راه پرسش های بی جواب ، مخالفت ها ، انتقاد ها و نارضایتی افراد اسیر در تشکیلات جهنمی فرقه باشد که در نهایت با تصمیم خروج از این فرقه پاسخ خواهد یافت .
عدم موفقیت رجوی در سوار شدن بر موج نارضایتی مردم و بهره برداری از تظاهرات اخیر داخل ایران از سویی بار دیگر بی ریشه گی و نداشتن پایگاه و جایگاه مردمی این فرقه را به رخ همگان کشید و از سویی به نا امیدی بیشتر سران این فرقه از توهم تاثیر گذاری بر حرکت های اعتراضی مردم ایران منجر شد و با بی اثر شدن ادعاهای سران فرقه در درون تشکیلات مبنی بر فاعلیت داشتن در رخدادهای مربوط به ایران ، آن دسته از اعضایی که تا کنون در فضای ایزوله تشکیلاتی به توهم فرقه باور داشتند نیز به بی محتوا بودن این ادعاهای واهی بیشتر پی برده و همانطور که شاهد هستیم روز به روز به نیروهایی که از این فرقه جدا می شوند افزوده می شود .
هرچند میان '' جدایی '' از این فرقه و '' رهایی '' از آن ، رهایی از حصار های ذهنی و خصلت های فرقه ای ، تفاوت هست اما نفس این جداشدن خود اولین قدم و آغاز راه رهایی است .
از سویی نامعلوم بودن موقعیت مجاهدین در معادلات سیاسی، بی اعتباری این جریان، دست نیافتن به اهداف کوتاه مدت ضروری که بدون رسیدن به آن، امکان ادامه حیات این جریان دشوار و تقریباً غیرممکن شده است و از سوی دیگر وضعیت مبهم تشکیلاتی که عوامل درونی و بیرونی، چشم انداز تیره و تاری را برای آن رقم زده است ، عملاً موجودیت تشکیلات را حتی از منظر رهبری فرقه غیرممکن ساخته است بر دامنه بحران های پیش روی آن افزوده است .
وضعیت در آلبانی اما دیرزمانی است که از کنترل خارج شده است ، با وصف فشارهای مضاعفی که سران این فرقه بر اعضای ناراضی و جداشده اعمال میکنند اما دسترسی این افراد حتی به صورت محدود به دنیای آزاد و جهان ارتباطات عملا کنترل سران فرقه را بر اعضا دشوار کرده و حتی انتقال نیروهای باقیمانده به محلی دورافتاده و ایزوله و تلاش برای برقراری مناسبات فرقه ای همچین گذشته نیز دیگر تاثیر چندانی ندارد .
در این میان نقش جداشدگان فعال در افشاگری ماهیت فرقه و شفاف سازی عملکرد آن در ارتباط با اعضای اسیر در تشکیلات و نیز در موضع گیری های بیرونی این جریان از یک سو و تلاش های خانواده ها که خستگی ناپذیر خواهان ارتباط با عزیزان خود هستند موانع بزرگی در راه تحقق اهداف رجوی قرار داده است که عبور از آن برایش امکان پذیر نیست و باطل السحر اقدامات خائنانه فرقه است .
فروپاشی تقدیر محتوم فرقه رجوی است و نابودی این اندیشه ضد ملی ، ضد اسلامی و ضد انسانی نتیجه اتودینامیک عملکرد گذشته فرقه و خیانت های رجوی هاست .
سران فرقه رجوی باید بدانند که دوران به بردگی کشاندن انسانها دیرگاهیست که به پایان رسیده است و در عصر ارتباطات و در دنیایی که انسانها را نمیتوان از آگاهی دور نگاه داشت جایی برای تفکرات فرقه ای و بنده ساز همچون مجاهدین وجود ندارد و این اندیشه واپس گرا محکوم به نابودی است و چنین خواهد شد .

۰ نظر ۱۳ فوریه ۱۸ ، ۱۳:۲۳
شهروز تاج بخش