مجاهد

این وبلاگ تلاشی است برای شناخت ، نقد ، روشن گری وتبیین ماهیت فرقه رجوی که روزی سازمان مجاهدین خلق ایران نام داشت

مجاهد

این وبلاگ تلاشی است برای شناخت ، نقد ، روشن گری وتبیین ماهیت فرقه رجوی که روزی سازمان مجاهدین خلق ایران نام داشت

۲ مطلب در دسامبر ۲۰۱۶ ثبت شده است


زمانی که دولت آلبانی قبول کرد اعضای فرقه را در کشور خودش بپذیرد ، امکان خوبی برای فرقه رجوی به نظر می رسید که بتواند از این فرصت سوء استفاده کرده و با سرمایه گذاری روی افرادی که خارج می شوند و فرصت هایی که حضور در آلبانی می توانست در اختیار آن قرار دهد تشکیلات را یک بار دیگه احیا کنند.در واقع هرچند اخراج از عراق بهای سنگینی برای رجوی در پی داشت و حضور در آلبانی نیز به دلخواه نبود اما سران فرقه می پنداشتند که می توان از شرایط جدید پیش آمده به سود اهداف فرقه ای استفاده کنند .
از زمانی که اولین گروه اعضای فرقه از عراق به کشور آلبانی منتقل شدند سران مجاهدین درصدد بودند که به هر قیمت چفت و بست های تشکیلاتی را در آلبانی حفظ کنند و از جمله تمام تلاش خود را به کار بستند تا در لیست نفرات اعزامی اعمال نظر کرده و تعداد زیادی از کادرهای گوش به فرمان تشکیلاتی و مسئولین قدیمی را حتما به همراه سایرین به آنجا فرستاده و از ابتدا سایه سنگین تشکیلات را بر سر اعضای منتقل شده حفظ کنند .
فرقه تمام تلاش خود را به کارمی گرفت تا بتواند تشکیلات جدیدی در آلبانی راه اندازی کند و هر چند که صحنه سیاسی و بین المللی کشور آلبانی را چندان فعال وتاثیر گذار در تعاملات بین المللی نمی دانست ولی با توجه به ورود نفرات از لیبرتی به تیرانا چاره را در این می دید که سازماندهی تشکیلاتی هر چند ضعیفی را در این کشور راه اندازی کند ، تا بتواند مجددا زمینه فریب افراد و کنترل آنها را فراهم نماید .
فرقه به طور مستمر و منظم مسئولین ارشد خود را از پاریس روانه آلبانی می کند تا باز به همان شیوه های مغزشویی جاری در اردوگاههای عراق اعضای سازمان را در کنترل خود داشته باشد.
مسؤلین سرکوبگر فرقه رجوی در هر هفته به بهانه حساب وکتاب صنفی ، نشست می گذارند و در نشست ها به شکلی سیستماتیک سعی در شستشوی مغزی افراد دارند آنها همچنین حقوق ماهیانه افرادی را که فکر می کنند دچار تزلزل شده و آمادگی این را دارند که احتمالا از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرند قدری افزایش داده و سعی می کنند با رسیدگی های ویژه و خاص ، مانع جدایی و ریزش نیروها شوند هرچند که با تمام این ترفندها نیز توانایی نگه داشتن نیروها را ندارد.
در آلبانی با همه تلاشی که فرقه مجاهدین می کند افراد جداشده به فضای آزاد نسبتا دسترسی دارند و به گروه های مختلف تقسیم شده اند که خوشبختانه تعدادی کاملا وضعیت خودشان را از مجاهدین منفک کرده اند ولی عده ای کماکان به دلیل مشکلات مالی و تا حدودی حصارهای ذهنی همچنان به صورت صوری با مجاهدین مانده اند
از طرف دیگر کمیساریای عالی پناهندگان نیز به هر بهانه سعی در شانه خالی کردن از بار تعهدات خود دارد و این موضوع میدان را برای اعمال فشار سازمان مجاهدین بیشتر می کند .
جدای از این فشارها و وابستگی مالی و صنفی اجباری به سازمان ، مسئله مهمتر و شایان توجه این است که نسبت قابل توجهی از این افراد که عملا دیگر عضو سازمان به حساب نمی آیند و عمیقا از این تفکر فرقه ای به تنگ آمده و خود منتقد فرقه هستند متاسفانه هنوز هم جسارت لازم را جهت جدا کردن راه خود به خرج نمی دهند و به دلایل ذکر شده و نیز تاثیر پذیری از جوسازی های مسئولین سرکوبگر فرقه در آلبانی ، نخ وصلی هرچند نازک را با این تشکیلات حفظ کرده اند .
این موضوع از این جهت ناراحت کننده است که با وصف اینکه این افراد دردنیای آزاد زندگی می کنند و هر زمان که اراده کنند می توانند به دنبال زندگی خود بروند اما سم نا امیدی و ترسی که سران فرقه می پراکنند هنوز در پیکره زخمی اینان تاثیر دارد و چونان طلسم شدگان تصور می کنند که به این سرنوشت محکومند .
از طرفی تشکیل انجمن نجات نجات یافتگان از اتفاق های خوب آلبانی بود که نشانه اراده ی اعضای جداشده و منتقدی است که عزم خود را جزم کرده اند به اجبارات بنده ساز تشکیلات جهنمی فرقه ” نه ” بگویند و در حالی که زیر شدید ترین فشارهای همه جانبه از طرف سران سرکوبگر این تشکیلات می باشند اما مرعوب شانتاژ سیستماتیک فرقه نشده و صدای حق طلبی خود را بلند کرده اند .
آنچه که به ما جداشدگان و انجمن های فعال حقوق بشر و منتقدین مجاهدین بر می گردد ایجاد امید و تلاش برای هموار کردن مسیر این عزیزان است که هر چه زودتر به آزادی واقعی از بند و زنجیرهای بنده ساز تشکیلات رجوی برسند و راه آینده خود را آنگونه که می پسندند انتخاب کنند .
از طرفی می بایست توجه نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و دولت آلبانی را به وضعیت بغرنج این افراد جلب کرد و تلاش کرد که موقعیت حقوقی این افراد به صورت فردی به رسمیت شناخته شود و نیز امکان دیدار خانواده هایشان با آنها فراهم گردد .
و طبعا در کنار این فعالیت ها ، روشنگری و افشای ترفند های سران فرقه در آلبانی می تواند شرایط را برای ساکنین آنجا روشن تر ساخته وا این امید را در دل آنها زنده کند که تنها نیستند و کسانی که درد مشترکی با آنها دارند به فکرشان هستند و برای رهایی آنان تلاش می کنند .
فرقه‌ی رجوی که از چاله‌ی لیبرتی به چاه آلبانی افتاده است طبعا تمام تلاش خود را به کار خواهد بست که با در اختیار گرفتن اهرم های سرکوب در درون تشکیلات آلبانی حتی در ظاهر هم که شده انسجام خود را حفظ کند و هدف اینک این است که در حالی که قلعه‌ی اورسوراواز به عنوان مرکز فرماندهی عمل می کند ، آلبانی را به اشرفی دیگر تبدیل کنند و جهت کار نیرویی از آن استفاده کنند .
اما واقعیت این است که با حضور تمام بدنه‌ی فرقه در آلبانی و دسترسی هرچند محدود افراد به دنیای آزاد ، سرنوشت محتومی که در تقدیر این جریان است همانا فروپاشی همه جانبه و آزادی اسیران ذهنی و فیزیکی این فرقه‌ی قرون وسطایی است . رجوی باید بداند که نمی تواند برای همیشه انسان را در بند خود نگه دارد و فطرت آزادی خواهانه‌ بر ظلم و بی عدالتی حاکم بر فرقه پیروز خواهد شد.

۰ نظر ۱۳ دسامبر ۱۶ ، ۱۸:۰۴
شهروز تاج بخش


روز شنبه ۲۶ نوامبر ، فرقه رجوی برای استفاده‌های تبلیغاتی در نمایشی تازه از سوی مریم رجوی در پاریس با عنوان '' کنفرانس فراخوان به عدالت '' ! ، با گرد هم آوردن شماری از '' شخصیت '' ! های غیر ایرانی از دور خارج شده که عموما و طبق گفته های بسیاری از خود آنان با گرفتن دستمزدهای آنچنانی حاضر به شرکت و سخنرانی در جلسه های فرقه می گردند ، بار دیگر مفاهیمی حقوق بشری و اخلاقی را دستاویز سوء استفاده قرار داد .
ناگفته پیداست که هدف از چنین نمایش های صرفا تبلیغاتی از سوی فرقه رجوی اساسا و به هیچ عنوان ارتباطی با عنوان این جلسه یعنی فراخوان به عدالت ندارد و جز خوراک تبلیغاتی برای هواداران سرخورده از یک طرف و به دنبال تصاحب حرکت ها‌ی عدالت خواهانه بودن از طرف دیگر ، خروجی دیگری حتی از سوی سران فرقه نیز برای آن متصور نیست .
واقعیت این است که آنقدر دم زدن از مفهوم عدالت از سوی مریم رجوی ، بی محتوا و مضحک می نماید که سخن گفتن در این باره ، بررسی از ابعاد مختلفی را می طلبد که در حوصله این مقال نمی گنجد .
پر واضح است که عدالت طلبی و پیگیر اجرای آن بودن ضرورتی حقوق بشری ، اخلاقی و سیاسی است که در لزوم آن بحثی نیست اما مسئله اینجاست که جریانی که خود مسبب بی عدالتی های بسیاری در حق هواداران ، اعضای خود و خانواده های آنان است ، صلاحیت دم زدن از این مقوله را ندارد ، هر چند این حق برای فرقه رجوی محفوظ است به شرطی که قبل از آن موارد بی عدالتی ، نقض سیستماتیک حقوق بشر و هزاران جنایت دیگر را که در درون تشکیلات جهنمی اش به وقوع پیوسته است ، تعیین تکلیف نموده و ابتدا روشن کند که خود به این ارزش پایبند است که البته به گواهی تاریخ و ماهیت این فرقه‌ی قرون وسطایی چنین انتظاری دور از ذهن می نماید .
از سوی دیگر باید پرسید که با چه توجیهی این فرقه‌ی به غایت ضد ایرانی به دنبال دفاع از حقوق مردم ایران بر می آید و خود را محق می داند که از سوی مردم و نیروهای سیاسی ایرانی ، داعیه دار مفاهیمی چون آزادی و عدالت باشد ، در حالی که در این نمایش مضحک و موارد مشابه ، حتی یک نماینده از سایر گروه های ایرانی اپوزیسیون شرکت نداشته اند که دلیل آن از سویی ماهیت توتالیتر و تمامیت خواهانه فرقه است و از سوی دیگر این حقیقت که هیچ جریان ایرانی دیگر ، فرقه‌ی رجوی را به رسمیت نمیشناسد و فعالیت های آن را در راستای منافع مردم ایران نمی داند .
البته وقاحت ، مفهومی نهادینه شده در فرقه‌ی رجوی است . وقاحتی اخلاقی و سیاسی که در طول سالیان گذشته سیری تصاعدی داشته و عدم پاسخگویی به جنایات و بی عدالتی های صورت گرفته در تشکیلات فرقه ، تنها یکی از نمودها و نتایج آن است و خانم رجوی به جای برگزاری چنین جلسه هایی بهتر است قدری صداقت در گفتار و عمل داشته و پاسخ موارد نقض حقوق بشر در تشکیلات فرقه را بدهد و روشن کند که در تمام سالیان فعالیت فرقه‌ی متبوعه‌ خود و همسر مفقود الاثر ، چه اقدام مؤثر و سازنده ای صورت داده است که خیرش به مردم ایران رسیده باشد .
از نظر مردم ایران و فعالان سیاسی ایرانی ، فرقه رجوی نه تنها صلاحیت ورود به مسائل مربوط به ایران را ندارد بلکه با تصمیم های اشتباه ، خیانت ها و فعالیت های مخرب خود ، فقط در خلاف جهت منافع مردم ایران حرکت کرده است و لذا شایستگی دم زدن از نمایندگی این مردم را ندارد چه برسد به ادعای پیشتازخلق بودن و دفاع از آزادی و عدالت .
در شرایطی که فرقه‌ی رجوی با از دست دادن موقعیت لرزان خود در عراق و اجبار به انتقال نیروها به آلبانی و دیگر کشورها ، دچار سردرگمی بسیاری شده است ، برپایی چنین نمایش های تبلیغاتی نیز دردی از مشکلات حل نشدنی این فرقه دوا نخواهد کرد و سیری که به سقوط منتهی است از شتاب باز نخواهد ایستاد .
عدالت خواهی ارزشی است که برای دفاع از آن می بایست خود به آن متعهد بود و چنین ادعایی از سوی خانم رجوی و دستگاه سرکوبگر فرقه‌ی رجوی نه قابل قبول است و نه باور پذیر .

۰ نظر ۰۴ دسامبر ۱۶ ، ۱۷:۰۹
شهروز تاج بخش